معين الدين محمد زمچى اسفزارى
392
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
و خشكى خطبهء « 1 » شاهى بنام او ميخواندند . و مجمل اين جماعت كه از زمان ظهور اسلام تا نوبت سلطان سنجر ولاة ولايت هرات بودهاند برين وجه است : اول معاذيان - اولاد معاذ بن مسلم ، بعد از آن - بطاهريان تحويل كرد ، پس بمثنيان « 2 » ، و از ايشان بسامانيان ، پس - بسيمجوريان ، بعد از آن بمحموديان ، پس از آن بسلجوقيان ، بعد از ايشان بخوارزمشاهيان . و درين اثنا سلاطين غور و ملوك كرت مستولى شدند ، و چون اختصاص ايشان بهرات از سلاطين ديگر بيشتر است و آثار خيرات و مبرات ايشان هنوز باقى است ، لايق چنان نمود كه ذكر ايشان در روضهء علحده مذكور گردد ، و إله بعباده عطوف رؤف « 3 » .
--> ( 1 ) - مج : خطبه بنام او . مك . پا : خطبهء شاهى بنام او . ( 2 ) - مثنيان : در سال 250 ه حسن بن زيد علوى ( داعى الكبير ) پس از جنگها و تحمل رنجهاى بسيار در طبرستان حكومتى تاسيس نمود ، و در سال 301 ه حسن بن على الاوطروش در رأس حكومت علويان در آنديار قرار گرفت ، وى دامنه قدرت و نفوذ خود را تارى و خراسان و گرگان رسانيد ، و دو تن از سرداران او اعنى ليلى بن نعمان و ماكان بن كاكى رى و بخشى از خراسان را متصرف گرديدند و در اين زمان بوده كه هرات و نيشابور يك چندى در حوزهء علويان طبرستان قرار گرفت . تاريخ طبرستان و رويان و مازندران - تاليف سيد ظهير الدين المرعشى چاپ پطربوزغ ص 282 . ( 3 ) - مك : ( و إله بعباده عطوف رؤف ) مج . پا : اين عبارت را ندارد .